تبليغاتX
مطالب روانشناسي
 
   
     
 
 
 

 

آيا شما تا كنون با كسي ملاقات كرده ايد كه مايل به ديدار مـجدد وي بــــوده باشيد؟ هنگامي كه براي نخستين بار با فردي ملاقات ميكنيد و مجددا خواهان برقراري ارتباط بـا وي هستيد كجا و چگونه سعي مي كـنـيـد بـا وي ارتباط برقرار كـنـيـد؟ و يـا كـجـا و چـگـونـه تمايل داريد وي با شما تماس تلفني برقرار سازد؟

به اين نكات توجه كنيد:

1- آيـا شما تمايلي به در اختيار گذاردن تلفن منزل خود به شـخــصي كه به تازگي ملاقات داشته و آشنا گرديده ايد را داريد؟ شماره تلفن محل كار و يا تلفن همراهتان چطور؟

2- آيا دريافت و پاسخ گويي به تماسهاي تلفني در هر ساعت از شبانه روز براي شما مقدور ميباشد؟

3- آيا براي شما مقدور است كه در محل كارتان ايميل و يا تلفن شخصي را دريافت كرده و به آنها پاسخ گوييد؟

4- آيا شما هيچ نگراني در رابطه با دعوت فردي كه به تازگي با وي آشنا گرديده ايد به منزل و يا محل كارتان نداريد؟

5- آيا شما از اينكه فردي كه تازه با وي آشنا گشته ايد در هر ساعت از روز كه تمايل داشت به خانه شما سر بزند و يا با شما تماس تلفني برقرار سازد استقبال ميكنيد؟

به نكات فوق بدقت بيانديشيد. هر آنچه به مصلحت شما ميباشد و براي شما ارجحيت دارد را برگزينيد. مرزها و حريم هاي شخصي كه مطابق با عقايد، ارزشها و خلق و خوي شما است را معين سازيد و از آنكه فرد مقابلتان چگونه به اين اعمال و رفتار شما واكنش نشان خواهد داد هيچگونه نگراني نداشته باشيد. شما فرد منحصر بفرد و با ارزشي هستيد. با تعيين مرزهاي معقول براي خود به خودتان بها دهيد.

به شما يك توصيه هوشيارانه ميكنم. هنگامي كه براي 8 جلسه ديدار نخست خود برنامه ريزي ميكنيد، از دعوت افراد غريبه و نا آشنا به منزل و يا محل كارتان اكيدا خودداري كنيد. بله فردي كه شما به تازگي با وي آشنا گرديده ايد غريبه ميباشد. هيچ تفاوتي نميكند كه شما چه تصوري از اخلاقيات و هويت آن فرد داريد و يا تا چه حد به وي اطمينان و اعتماد داريد. تا زماني كه شما براي مدتي تجربه هاي شخصي متعددي را با يكديگرسپري نكرده باشيد آن فرد غريبه محسوب ميگردد.

بمنظور ديدار و ملاقات مجدد وي را به صرف نهار و يا نوشيدن قهوه و يا به پياده روي دعوت كنيد آنهم در يك مكان عمومي مانند يك گالري هنري، موزه، رستوران و يا كافي شاپ و يا در صورت لزوم از يكي از دوستان خود بخواهيد شما را در ملاقاتهاي نخستين رابطه همراهي كند. اگر با خودروي شخصيتان به محل ملاقات مي آييد هيچگاه اتومبيل خود را روبروي محل ملاقات (بر فرض مثال رستوران) پارك ننماييد. بهتر است اتومبيل خود را پايين تر و يا بالاتر از محل پارك نماييد و به محض خروج از رستوران با فرد مذكور خداحافظي كنيد.

همواره به ديگران بياموزيد كه از آنان چه انتظاراتي داشته و آنان چگونه رفتاري ميبايد با شما داشته باشند.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط سینا
 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
 
 

 

بـله، دوبـاره وقـت آن رسيـده كـه مـا به سؤالات عاشقانـه و خانوادگي شما بپردازيم. با اينكه مايل هستـيـم بـه تـك پرسشها پاسخ گوييم، اما حجم وسيع آنها مـا را مجـبـور مي كـنـد فـقـط مواردي را مطرح كنيم كه بـراي خوانندگان بيشترين جذابيت را دارند؛ ممكن است ايميل شما نيز در اين خلال پاسخ داده شود. پرسش و پاسخ اين هفته به معاشقه با زنان زيبا، خريدن بـيـش از حـد هدايا براي همسرتان، و اين كـه چـرا مـادران نصايح عاشقانه نامناسب ارائه ميدهند اختصاص دارد.

 

آيا نكاتي براي مرداني كه با مـدل ها و زنـان بسـيار جذاب ديگر ارتباط برقرار ميكنند وجود دارد؟

زنان زيبا. يك خواسته دلپذير براي بسياري از مردان.

و اغلب مردان زماني كـه بـا زني كه داراي خصوصيات يك "مدل" است روبرو ميشوند چه كاري انجام ميدهند؟

آنها دستپاچه و عصبي شده، احمقانه رفتار كرده و چيزيهاي مي گـوينـد كه دقيقا شبيه گفته هاي 47 مرد ديگري است كه در آن روز با او صحبت كرده اند.

اينگونه تصورش كنيد:

زيبايي او (و اگر مدل باشد، شهرتش) اسلحه اوست. اين همان جايي است كه قدرت او از آنجا نشات ميگيرد.

وقتي با چنين زني روبرو شده و زيبايي او را تصديق ميكنيد، گويي ميـگويـيد "مـي دانم كه تو قدرتمندي، و مـن يـكي از كسـانـي هستـــم كه تحت تاثير قدرت تو قرار گرفته." از طرف ديگر وقتي "زيبايي ظاهري" او را بطور كامل نـاديـده گـرفـتـه و در عـوض با سـخني طعنه آميز به وي ميگوييد، "من آدمي قدرتمند هستم، و زيبايي جادويـي تو بر من اثري ندارد،" به يك تاثير فوري دست خواهيد يافت:

از بين 1000 نفري كه او با آنها برخورد كرده، 999 نفرشان يك طرف، شما هم يك طرف.

و اگر دلربا و بامزه نيز باشيد، ديگر مشكلي باقي نخواهد ماند.

 

آيـا بـراي يـك مـرد صحـيـح اسـت وقتي با همسرش ازدواج كرد شروع به خريدن هدايا، گل و انجام كـارهـاي غـافـلـگـيـر كـننده نمايد؟


خوب، همانطور كه مجبورم هر وقت به سؤالي در مورد "رابطه" پـاسخ مي دهـم اشـاره كنم، من معمولا اين كار را انجام نمي دهم.

اما شما مي توانيد ماهي يكبار را استثنا قائل شويد.

بيـامـوزيد كه آيا هدايا و سورپريزها قابل قبول هسـتـنـد، و چـرا نـبـايـد نـصـايح مادرتان را نسبت به همسرتان جدي بگيريد...

دليـلي كه من سـؤال شما را دوست دارم ايـن اسـت كـه آن موضوع مهمتري را تـداعـي ميكند... و آن مسئله اين است كه انجام كارهايي كه من هميشه از آقايان خــواسته ام از صورت دادن بــيش از حد آنها براي همسرشان در مراحل آغازين ازدواج خودداري كـنند (مانند بيرون بردن آنها، خريدن هـــدايا، گل دادن به آنها و امثال اين) چـه زماني مناسب خواهد بود و آيا كلا صحيح است؟

همانگونه كه از آن مشخص است، اغـلب مرداني كه من مي شناسم، مي خواهند يك انسان سخاوتمند واقعي باشند.

به عبارت ديگر، من عميقا تصور مي كنم، اغلب ما مردان ميـخواهيم واقعا با همسرمان خيلي خوب رفتار كنيم.

ما ميـخواهيم براي همسرمان كارهايي دلپسند و انديشمندانه انجام داده و در عوض از او نيز بخواهيم برايمان كارهايي دلپسند و انديشمندانه انجام دهد.

خدا كند؟

مشكل زماني پديد مي آيد كه ما دل را بـه دريـا زده و شـروع بـه اسـتفاده بيش از حد از هدايا و الطاف نـموده، و با زني كه بـه تـمـلـك او درآمـده ايـم ارتباط را آغاز ميكنيم.

اگر تصميم داريد براي زني كه برايـش اهـميت قائليد، كارهاي شگفت انگيز انجام دهيد، مطمئن شويد كه آن كارها اثر و نتيجه اي در بر داشته باشند. و اطـمــينان حاصل نماييد كه قابل پيش بيني نباشند.

اگر مي خـواهـيـد بـه هـمسرتان هديده اي بدهيد كه پول آن زياد نباشد، براي وي غذاي علاقه اش را پــخته، او را ماساژ داده، و با آوردن آبميوه در بسترش به كار پايان دهيد، و يا از اين قبيل.

زنان كارهايي را مي خـواهند كه با خوش فكري انجـام گيـرنـد. نه اينكه از جواهرات لذت نـمي برند... اما اگر كاري انجام دهيد كه معنايش ايـن بـاشد، "مـن داشـتـم بـه تـو فـكـر ميكردم، و مي خواسم كه تجربه اي شيرين داشته باشي،" نتـيـجـه و اثـرش از هـداياي گران قيمتي كه با بي توجـهـي و بـي عـلاقگي انـتـخاب شـده اند، بسيار بيشتر خواهد بود.

اما همان طور كه اشاره كردم، در خريداري هـدايا و انـجـام الـطـاف افراط نـكنيد؛ هيچ گاه قابل پيش گويي نباشيد.

و البته از لحاظ شوخي، اين مي تـواند يـك آزمـون عـالي بـراي دريـافتن جـنـبه يك زن در هنگامي باشد كه مورد توجه فوق العاده قرار مي گـيـرد.  اگـر بعد از اينكه شما هديه اي انديشمندانه را به او اهدا كرديد، مرتـبا بصورتي سرسختانه و نـيازمـنــدانه براي تكرار آن رفتار نمود، آنگاه ممكن است با زني ناصواب طرف شده باشيد.

 

چرا مادران چنين نصيحتهاي بدي ميـكـنند؟ آيا آنها نمي خواهند پسرشان در برابر همسرش پيروز شود؟
گوش كنيد:  مادر شما احتمالا نمي تواند بخاطر آورد آن چه كـه بـاعـث احـسـاس كـردن سطح جذابيت يك مرد مي شود شبيـه چـيسـت، و حتي اگر بتواند آنرا بخاطر آورد، قادر نخواهد بود بشما توضيح دهد چگونه آنرا انجام دهيد.

مادران تجربه دارند.

آنها مي دانـنـد مـرداني كه هواي نفساني و تمايلات جـنسي را در يك زن برمي انگيزند معمولا اخبار بدي هستند، و دوست ندارند كه شما اينگونه ظاهر شويد.

مادران عموما به فرزندانشان در مورد اينكه چگونه زنان را مجــذوب خود كنند نصيحتهاي مخوفي ارائه ميدهند.

ميتوانم ادامه دهم، ولي تصور ميكنم مطلب را متوجه شده ايد. 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط سینا
 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
 
 

 

بسـیـاری از عـقاید ما تنها به این دلیل شکل می گیرند که بیـش از انـدازه به گـوش مــا میرسند به همین دلیل شروع می کنیم به پذیرفتن آنها. آیا تا به حال چنین اتفاقی برای شما روی داده است؟ ریسـکش را قبـول نموده و مـوهایـتان را كوتاه میکنید. واقعا جذاب و زیبا میشوید. روز بعد خـانه را به قصد محل کار ترک
می کـنـید و در راه به خود می گویید: "خیلی خوشحالم از این کـه موهامـو کوتـاه کـردم، عاشقشم، واقعا زیبا شدم." شـما به دفتر کار خود می رسید و وارد آسانسور میـشویـد به طور اتفاقی یکی از همکارانتان را نیز در داخل آسانسور مـی بینید، ناگهان او اخم هایش را در هم میکند و میـگوید :

 "آه، تو موهاتو کوتاه کردی؟ چی باعث شد همچین کاری بکنی؟!" در این جـاسـت کـه شما دست هایتان را بر روی سرتان می گذارید و حاضرید هر کاری انجام دهید تا یک کلاه به شما بدهند. احساس بدی به شما دست می دهد. واقعا چرا باید می رفتید و موهایتان را کوتاه می کردید؟

این روزها اعتماد به نفس برای خانم ها تبدیل به مقوله بسیار مهمی شده است. وجود مانکن های لاغر و انتظاراتی که از مادران امروزی میـرود واقعا انسان را به تعجب وا می دارند. اما تعجب آورتر از آن این است که نظرات دیگران چقدر سریع در افراد تاثیر می گذارند و اعتماد به نفس افراد تا چه حد کاهش پیدا کره است. چنین مسئله ای برای من در دوران دبیرستانم اتفاق افتاد. یک گروه چهار، پنج نفری بودند که هر روز مرا تمسخر می کردند و به من می گفتند که زشت و احمق هستم. من هم بعد از مدتی شروع کردم به باور کردن حرف های آنها.

این اصلا مهم نبود که پدر و مادر من هنوز هم عاشقانه یکدیگر را دوست می داشتند و خانه ما سرشار از شوق و شور و محبت بود، این اصلا اهمیت نداشت که تمام نمره هایم بالا بودند و دوستی داشتم که از سال سوم با هم بودیم. آنها به من می گفتند که هیچ ارزشی ندارم و من نیز تمام گفته هایشان را به طور کامل پذیرفته بودم. اعتماد به نفس من رفته رفته تحلیل پیدا می کرد و این امر باعث آزار من می شد.

 

اعتماد به نفس چیست؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاید تفسیر اعتماد به نفس کمی مشکل باشد. اعتماد به نفس خیلی بیشتر از این است که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید، به کارهای خود افتخار کنید و تصویری را که در آینه می بینید دوست بدارید بلکه اعتماد به نفس تصور شما از ارزش های درونی تان است. دکتر جان نامیا در کتاب خود با عنوان " اصول آسیب شناسی روانی" اعتماد به نفس را به عنوان توانایی درک ارزش های شخصی بیان می کند.

ما اغلب معادله ها را به صورت وارونه می بینیم و فکر می کنیم که اعتماد به نفس را باید از طریق دیگران بدست آوریم در حالیکه این اعتماد به نفس ما است، توانایی ما در ارزشمند نگاه داشتن خود، عکس العمل ما نسبت به تصویری که در آینه می بینیم.

 

اثرات کمبود اعتماد به نفس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در آن زمان چون اعتماد به نفسم خطشه دار شده بود و اطمینان خاطرم را به کلی از دست داده بودم از صحبت کردن با دیگران چه در کلاس یا جمع های دوستانه و یا حتی در راهروها نیز خودداری می کردم. از ساعت نهار وحشت داشتم و هیچ گاه به داخل نهار خوری نمی رفتم و فکر کلاس های نمایش گروهی مرا دیوانه می کرد. من از جمع های دوستانه طرد شده بودم و خنده از روی لبانم رخت بر بسته بود.

متقاعد شده بودم که فرد بی ارزشی هستم. اگر چه همیشه نمره هایم از 90 به بالا بود اما در روزهای امتحانات سترس شدیدی مرا فرا می گرفت. سعی می کردم که تا می توانم خودم را از نظر دیگران مخفی نگه دارم. تصور می کردم اگر وجودم را پنهان کنم دیگر هیچ کس نمی تواند مرا آزار دهد. این شرایط همچنان ادامه داشت و لازم بود که من راهی پیدا کنم تا از شر آن خلاص شوم. اما چیزی نبود که به من کمک کند زیرا مشکل اساسی خود من بودم. حتی گاهی اوقات به خودکشی فکر می کردم. البته در مورد فرار از خانه فکر نمی کردم زیرا باز هم نمی توانستم از خودم رها شوم. من عملا ترسیده بودم. این اتفاق ممکن است برای بسیاری از افراد روی دهد.


کمبود اعتماد به نفس و افسردگی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کمبود اعتماد به نفس دلیل قطعی افسردگي  نیست اما بر اساس تحقیقات مختلف ثابت شده است که این دو پا به پای هم پیش می روند و سازمان جهانی بهداشت نیز در توضیحات خود فقدان اعتماد به نفس را به افسردگی نسبت داده است.

1- کمبود اعتماد به نفس باعث می شود که شما تبدیل به دشمن ارزش های شخصیتان شوید. افکاری مانند: " اگر فقط کمی زیباتر بودم، اگر ورزشکار خوبی بودم، اگر جذاب و معروف بودم، اگر از پس درست کردن این بر می آمدم و ... " باعث خراب شدن کل زندگی شما می شوند. حتی اگر دیگران هم برای شما ارزش قائل شوند، صداهایی که دائما در گوش شما می پیچند باعث از بین رفتن آن ارزش ها می شوند. درست مثل نوشته های جوليا رابرتز در کتاب خود با عنوان "زن زیبا" که گفته افکار منفی خیلی سریع تر به درون ذهن شما نفوذ می کنند.

افکار منفی ملکه ذهن شما می شوند و شما  به همین دلیل نسبت به مشکلات موجود بی توجه می شوید و به صورت بخش جدانشدنی زندگی روزمره شما در می آیند. بر طبق آمار، سازمان جهانی بهداشت و درمان اعلام کرده است که تنها 25 درصد از کل افرادی که در سطح جهان مبتلا به بیماری افسردگی هستند تحت درمان مناسب قرار می گیرند.

2- کمبود اعتماد به نفس در نوجوانان را جدی بگیرید زیرا در موارد بسیاری منجر به خودکشی می شود. در حال حاضر سومین عامل مرگ و میر در جهان خودکشی است که درصد عمده ای از آن به دلیل فقدان اعتماد به نفس روی می دهد.

3- کمبود اعتماد به نفس نه تنها در زندگی شغلی بزرگسالان تاثیر منفی می گذارد و قابلیت اجرایی آنان را کاهش می دهد بلکه در زندگی خانوادگی آنها نیز تاثیر گذاشته و باعث می شود که نسبت به شریک زندگی خود بی میل شوند و از قبال وظایف خود نسبت به فرزندان نیز در بمانند. فقدان اعتماد به نفس در کلیه امور زندگی انسان تاثیر می گذارد. این امر باعث می شود که فرد متحمل فشار رونی زیادی شود.

 

درمان
ـــــــــــــــــــــ
برای من هیچ چیز عوض نشد تا زمانیکه دبیرستان خود را تغییر دادم. درست است که در این مرحله تهدیدها خاتمه یافته بودند اما من هنوز مجبور بودم که با خودم روبرو شوم. فرار کاری را از پیش نمی برد. تنها تغییر صحنه ای که در آن هستیم باعث بازگرداندن اعتماد به نفس نمی شود، بلکه باید دیدگاه هایمان را نسبت به زندگی تغییر دهیم.

تابستان همان سال من با گروهی از افرادی که در جلسه مديتيشن با آنها آشنا شده بودیم به یک کنفرانس دعوت شدم. من پاسخ تمام سوالاتم را درست در جایی پیدا کردم که اصلا فکرش را هم نمی کردم. در آن جلسه من به این نتیجه رسیدم که خداوند مرا خیلی دوست دارد. در آنجا بود که به ارزش های روحی خود پی بردم و توانستم برای بار دیگر اعتماد به نفس از دست رفته ام را باز یابم و حالت عادی پیدا کنم. من در ابتدا نقاط مثبت خود را پیدا کردم و بر روی آنها کار کردم تا به نتیجه رسیدم.

هنگامیکه شما علایق خود را از دست دهید و از دوست داشتن دست بکشید قطعا دنیا برای شما تبدیل به یک مکان ترسناک می شود.

در حال حاضر من در زندگی خود امید دارم چیزی که قبلا وجود نداشت، من برای بقای خود تلاش می کردم اما همین امر باعث می شد تا از پا در آیم. زمان بسیار زیادی طول کشید تا توانستم دوباره به حقیقت باز گردم و درک کنم که خداوند هیچ وقت مرا فراموش نکرده بود. سال دوم دانشگاه بودم که این پیام آسماني را خواندم و واقعا به آن ایمان پیدا کردم :

"من تو را انتخاب کردم و هرگز تو را طرد نخواهم کرد پس هراسی به دل راه مده چرا که من همیشه با تو می مانم، وحشت نداشته باش زیرا که من پروردگارت هستم. من توان تو را می افزایم و در همه امور یاریت می کنم و تو همیشه تحت حمایت دستان پرهیزکار حق خواهی بود."

من کیستم؟ پرسیدن این سوال در صورتیکه شما خودتان را دوست نداشته باشید خیلی وحشتناک است. اما من پاسخ آنرا می دانم: زنی هستم که خداوند عاشق اوست. شما هم می توانید جوابی مشابه پاسخ من پیدا کنید به این دلیل که شما هم برای خداوند با ارزش هستید. او شما را بسیار زیاد دوست میدارد. شما همین حالا نیز با اتکا به نیروی ایمان و از طریق عبادت می توانید با خداوند ارتباط برقرار کنید. عبادت گفتگو با پروردگار است. خداوند همیشه از درون قلب شما آگاه است و هیچ نیازی به نطق های طولانی ندارد زیرا او همیشه با شما و همراه شماست.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط سینا
 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
 
 

 

عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنيادي ترين بخش شخصيت يـك فرد مي بـاشـد كه در تمام جوانب زندگي فرد خود را به نـحـوي متـظـاهــر مي سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا يك ضرورت حـيـاتي و مـطـلق بـــراي هر فردي ميباشد. اعتماد بنفس را ميتوان چنين تعريف كرد:

* باور و اعتقادي كه فرد نسبت به خود دارا ميباشد.
* شناخت ارزش و اهميت خويش-داشتن اعتماد و رضايت از خويش.
* توانايي برخورد و كنارآمدن با چالشهاي اساسي زندگي.
* تـوانـايـــي ارزيابي درست و دقيق خويش-پذيرش خويش و ارزش نهادن به خود بدون هيچگونه قيد و شرطي.
* توانايي شناخت و پذيرش نقاط ضعف و قـوت و محدوديت هاي خويش.

 

افرادي كه از اعتماد بنفس پاييني برخوردار ميباشند داراي خصوصيات زير هستند:

* مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار ميدهند.
* هنگام صحبت كردن در چشمان فرد مقابل خود هنگام نگاه نميكنند. با سر پايين و قدمهاي آهسته قدم بر ميدارند.
* در پذيرش تعريف و تمجيدها و تعارفاتي كه به آنان ميشود مشكل دارند (تصور ميكنند سزاوار آنها نبوده و يا ديگران در صدد تمسخر آنها ميباشند).
* معمولا احساس ميكنند قرباني رفتار ديگران هستند.
* احساس تنهايي ميكنند حتي زماني كه در يك جمع قرار دارند.
* در درون خود احساس خلاء و پوچي ميكنند.
* احساس ميكنند با ديگران تفاوت دارند.
* احساس افسردگي، گناه و شرمساري دارند.
* نسبت به تواناييهاي خود براي رسيدن به موفقيت ترديد دارند. عدم خودباوري.
* از موقعيتهاي نو و جديد مي هراسند.
* از شكست وموفقيت مي هراسند.
* مرتبا سعي در راضي نگاهداشتن ديگران دارند.
* دچار هراس اجتماعي ميباشند.
* قادر به مديريت زمان خود نميباشند.
* عادت به پشت گوش انداختن كارها دارند.
* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهاي ديگران (خواه واقعي، خواه واهي) بسيار آسيب پذير ميباشند.
* از ابراز عقايد و احساسات خود خودداري ميكنند زيرا از چگونگي واكنش ديگران هراس دارند.
* خود را درگير مواد مخدر و يا روابط مخرب ميكنند.
* از تعيين يك هدف مشخص و پيروي از آن عاجز ميباشند.
* قادر به بيان خواسته ها و نيازهاي خويش نميباشند.
* معمولا عصباني و پرخاش گر ميباشند.
* ارزيابي غير واقعي از خود دارند.
* تحمل عيب و كاستي را نداشته و كمالگرا ميباشند.
* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجي اعم از وقايع روزانه و يا نوع رفتار ديگران با آنها دارد.
* وابستگي هيجاني دارند: براي دستيابي به يك احساس خوشايند به دنياي خارج خود وابسته ميباشند. مانند:
وابستگي به مواد: مانند غذا، داروها، الکل مواد مخدر به منظور پر كردن خلاء دروني خود و تسكين دردهايشان.
وابستگي به رفتارها: مانند خرج كردن پول، قمار بازي و تماشاي تلويزيون. به منظور پر كردن خلاء دروني و تسكين دردهايشان.
وابستگي به مال: براي تعيين ميزان ارزش و شايستگي خود به پول و مال وابسته هستند.
وابستگي عاطفی : براي داشتن حس ارزشمندي، شايستگي و امنيت به توجه، پذيرش و تائيد فرد ديگري (معشوق خود) وابسته ميباشند.
وابستگي به سکس : براي پر كردن خلاء دروني به سكس پناه ميبرند.


اعتماد بنفس واقعي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اعتماد بنفس حقيقي يك حس دروني مي باشد بدون وابستگي به جهان خارج، رويدادها، موفقيتها، شكستها و افراد ديگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعي بسيار نادر و ناياب ميباشد زيرا اغلب اعتماد بنفسها كاذب و نقابي براي پنهان سازي اعتماد بنفس پايين ميباشد. اعتماد بنفسهاي غير واقعي را ميتوان در موارد زير يافت:

*اعتماد بنفسهاي كاذب: اينگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر ميباشند.مانند اعتماد بنفسهايي كه به جهت ثروت،شهرت،محبوبيت،به تن داشتن لباسهاي فاخر،قدرت و زيبايي ظاهر در افراد نمود مي يابند كه همگي كاذب بوده و ارتباطي به ماهيت واقعي فرد ندارند.
* گستاخي: معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه ميگيرند.اما پررويي نيز يك نوع نقاب براي استتار بي كفايتي و اعتماد بنفس پايين ميباشد.
* متظاهرها: اينگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شكست ناپذير نشان ميدهند. اما از درون احساس پوچي و خلاء كرده و از شكست بسيار هراسانند.

 

همچنين اعتماد بنفس به مفهوم برتري داشتن، تكبر وخود بيني نميباشد زيرا اين خصوصيات رفتاري از اعتماد بنفس پايين نشات ميگيرند. اعتماد بنفس شما نبايد يك پديده مقايسه اي و رقابتي باشد زيرا در اين هنگام شما خود را در معرض احتياج و وابستگي به پذيرش ديگران قرار خواهيد داد كه با اعتماد بنفس واقعي و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نيازي به پذيرش، موافقت، تائيد، تشويق و دلگرمي ديگران ندارند. همچنين اعتماد بنفس بالا اينگونه نيست كه شما را از هر گونه ترديد، ياس ونگراني مصون بدارد بلكه تنها تحمل و غلبه بر آنها را براي شما آسانتر ميسازد.

 

خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* برخوردار از مركز كنترل دروني: غم و شادي آنان وابسته به عوامل خارجي نيست.
* از لحاظ جسماني، احساسي، ذهني و معنوي از خود مراقبت ميكنند.
* ميانه روي را در افكار، احساسات و رفتارهاي خويش حفظ ميكنند.
* قادر به پذيرش و پند گيري از اشتباهات خود ميباشند. قادر به بيان جمله "من اشتباه كردم" ميباشند.
* توانايي بخشش اشتباهات خود و ديگران را دارند.
* مسئوليت اداره زندگي خود را بعهده ميگيرند.
* تفاوتهاي فردي ميان افراد را ارج مينهند.
* به نقطه نظرات ديگران گوش ميدهند.
* همواره مسئوليت ادراكات، احساسات و واكنشهاي خود را بعهده گرفته و هيچگاه آنها را فرافكني نميكنند.
* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهي دارند.
* همواره در حال پيشرفت و ترقي بوده و از ريسكهاي مثبت در زندگي بيم ندارند.
* داراي اعتماد بنفس و خود باوري بوده و به خود ارج ميدهند.
* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبيني و غرور ميباشد.
* از آنكه مورد انتقاد قرار گيرند نمي هراسند.
* هنگامي كه از آنان پرسشي ميگردد حالت تدافعي بخود نميگيرند.
* در برابر موانع و مشكلات به آساني تسليم نميگردند.
* نيازي به تحقير و تمسخر ديگران ندارند.
* از آنكه در كاري شكست بخورند ويا در حضور ديگران نادان بنظر برسند ابايي ندارند.
* هيچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شديد قرار نميدهد.
* توانايي خنديدن به خود و زياد جدي نگرفتن خود را دارند.
* به خويشتن و توانايي خودشان ايمان و اعتماد دارند.
* به تصميم گيري هايشان اعتماد دارند.
* باور دارند كه فردي با ارزش، با قابليت، دوست داشتني، پذيرفتني و مهم ميباشند.
* نيازي به كمالگرايي ندارند.
* هيچگاه خودشان را با ديگران مقايسه نميكنند.
* از آنكه ديگران چگونه نسبت به آنان مي انديشند واهمه و نگراني ندارند.
* نيازي به اثبات و توجيه افكار و عقايد خود به ديگران ندارند.

 

چگونه اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* آگاه باشيد كه ارزش شما به عنوان يك انسان بستگي به داشتن وزن ايده آل، زيركترين و باهوشترين بودن، مشهوربودن، محبوب ترين بودن، سريع ترين بودن، بالاترين نمره و يا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترين بودن، خوش لباس ترين بودن، بهترين خانه و ماشين را داشتن و بهترين دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگي دارد.
* توانايي ها، استعدادها و موفقيتهاي خود را جشن بگيريد.
* خود را به خاطر اشتباهاتي كه مرتكب گشته ايد عفو كنيد.
* بروي نقاط ضعف خود تمركز نكنيد. هر انساني نقاط ضعف خاص خود را دارد.
* با حقوق فردي خود آشنا شده و از آنها پيروي كنيد.
* از تحقير و سرزنش خود دوري كرده و مثبت انديشي را فرا گيريد.
* خود را بر اساس يك سري استانداردهاي منطقي و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهيد.
* ياد بگيريد كه شما يك انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصميم گيريهاي زندگيتان ميباشيد.
* بياموزيد كه با پشتكار و سماجت قادر خواهيد بود به موفقيت دست يابيد.
* بياموزيد كه شما نيازي به تلاش بي وقفه براي كامل گشتن نداريد.
* خودتان تعيين كننده مفهوم موفقيت باشيد.

 
 
   |    نوشته شده توسط سینا
 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
 
 

 

فصل دوم : فانون 20/80 را در همه امور به کا ر بگیرید. (بخش 1 )

 

قانون 20/80 یکی از مهمترین قوانین در زمینه مدیریت زمان و زندگی است که به اصل پارتو نیز معروف است. این قانون را به افتخار بنیانگذار این آن " الفردو پارتو " اقتصاددان ایتالیایی نامگذاری کرده اند. وی در آسال 895 به این نتیجه رسید که مردم در این دنیا دو گروهند: 11. اقلیت بسیار مهم که جزء 20 درصد افرادی هستند که از نظر اقتصادی و اثربخشی در صدر قرار دارند و 2. اکثریت کم اهمیت که 80 درصد را تشکیل می دهند که در سطح پایین جامعه قرار دارند.. وی بعدها کشف کرد که تمام فعالیتهای اقتصادی به این قانون وابسته هستند. به عنوان مثال مطابق این قانون 80درصد از نتایجی که شما بدست می آورید نتیجه 20 درصد از فعالیتهای شماست.

در اینجا به کشف جالبی می رسیم : انجام هر کدام از کارهای موجود در لیست ما ممکن است به یک اندازه وقت شما را بگیرد ولی انجام 1 یا 2 عدد از آنها چند برابر هریک از سایر موارد برای شما سودمند خواهد بود.گاهی پیش می آید که انجام یکی از 10 کاری که شما در لیست خود دارید به تنهایی می تواند بیش از مجموع سایر فعالیتها در موفقیت شما ارزشمند باشد. این کار بی تردید همان قورباغه ای است که باید آن را اول از همه قورت دهید.

می توانید حدس بزنید که یک فرد معمولی احتمالآ از انجام چه کارهایی امتناع می کند؟ واقعیت تاسف بار این است که اکثر مردم در مورد  انجام همان 110 یا 20 درصد از فعالیتهایی که در صدر قرار دارند و بیشترین ارزش و اهمیت را دارند تنبلی می کنند. یعنی در مورد همان " اقلیت بسیار مهم " .

 

ادامه دارد . . .

 

 
 
   |    نوشته شده توسط
 
ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: طراحي و پياده سازي قالب وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور